مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
14
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
اگر حسين ( ع ) نبود ، فاجعهء كربلا نيز به صورت يكى ديگر از فجايع تاريخى درمىآمد و مردم تنها به تأسف خوردن بر آن بسنده مىكردند و در محدوده زمان و مكان محصور مىگرديد . دوم - كربلا صحنهاى از رويارويى فضايل و رذايل انسانى بود ؛ فضايلى كه نمايندهاش حسين ( ع ) و يارانش و رذايلى كه نمايندهاش دشمنان وى بودند . سرانجام اين رويارويى ، پيروزى فضيلت بود كه با نمايش نيكوترين خصايل انسانى ، اسوهاى براى جهانيان پديد آورد كه بايد براى هميشه روزگار از آن پيروى كرد . از سوى ديگر ، در وقايع عاشورا ، رذيلت نيز با بدترين شكل خود ظاهر گرديد و از سر ظلم و ستم وحشيانهترين رفتارها را از خود بروز داد . از اين رو ، عاشورا نمونهاى عالى براى انسانها اعم از مسلمان و غير مسلمان در رويارويى حق و باطل است ؛ و حسين ( ع ) مشعلى براى همه انسانهاست و همهء مبارزان راه حق و حقيقت به وى افتخار مىكنند . سوم - كربلا در روز دهم محرم ميدان يك برخورد سرنوشتساز ميان اسلام ناب محمدى و حركت نفاق با همهء شاخههاى آن بود ؛ رويدادى همه جانبه و نامحدود . اين رويداد همانند جمل به يك پيروزى قطعى و محدود منتهى نگشت و مانند صفين ناتمام نماند ؛ بلكه پس از مدتى كوتاه ، به طور كامل به سود اسلام ناب محمدى پايان پذيرفت و تلاشهاى پنجاه سالهء حركت نفاق به نقطهء صفر رسيد . زيرا با ريخته شدن خون مقدس حسين ( ع ) در عاشورا اسلام ناب محمدى از اسلام اموى جدا گرديد . حكومت اموى پس از ريختن خون حسين ( ع ) ديگر نتوانست خود را در زير پردهء تزوير پنهان كند و توان گمراه سازى امت اسلامى را در زمينهء دينى ، روحى و تبليغاتى از دست داد . اين يكى از روشنترين افقهاى فتح حسينى بود ، و چنانچه واقعهء كربلا نبود حكومت بنى اميه به نام دين ، ادامه مىيافت و براى مردم اين ذهنيت پيش مىآمد كه اسلامى جز اسلامى كه امويان از آن دم مىزنند وجود ندارد و در اين هنگام فاتحهء اسلام خوانده مىشد . « 1 »
--> ( 1 ) - امامان ( ع ) يك رسالت همگانى و مشترك داشتند كه با وجود اختلاف شرايط سياسى و اجتماعى زمان خويش بايد آن را به انجام مىرساندند ، همانند مسئوليت نگهدارى از رسالت اسلامى در برابر تحريفها ، همينطور هر كدامشان نيز رسالت مخصوصى داشتند كه با توجه به شرايط سياسى و اجتماعى كه در آن مىزيستند تعريف مىگردد .